حتما برای شما هم پیش اومده. یه روز عادی نشستی داری چای میخوری، یهو مهمون میاد خونهتون. تا چشمش به دیوار میافته، میگه: واو! چه نقاشی قشنگی! از کدوم گالری گرفتی؟ و تو با یه لبخند ملیح جواب میدی: این رو پسرم کشیده، کلاس اول دبستان. اینجاست که بحث ما شروع میشه. مرز باریک بین هنر والا و آشغالهایی که بچهمون از مدرسه میاره خونه، کجاست؟
مادربزرگ من معتقده هنر وقتی هنره که چیز معلوم باشه. یعنی اگه یه گربه میکشی، باید گربه باشه، نه این که بعد از دو ساعت نگاه کردن، بفهمی اون نقطه زرد وسط تابلو، در واقع آفتابه بوده! یادم میاد یه بار مادربزرگ اومد خونه ما. یه تابلو از مارک روتکو انداخته بودم دیوار که سه تا خط قرمز و بنفش بود. مادربزرگ یه نگاه بهش انداخت، یه نگاه به من کرد، و پرسید: پسرم، پول رنگت رو دادن که اینقدر الکی زدی دیوار؟ من هر چی سعی کردم براش توضیح بدم که این بیان احساسات درونی و مکتب اکسپرسیونیسم انتزاعی است، فایده نداشت. آخرش گفت: آخه مگه کسی میاد تو خونهات بگه به به چه پردهی رنگی زدی دیوار؟
تا حالا دقت کردید تو خونههای ایرانی چه نقاشیهایی پیدا میشه؟ دسته اول: تابلوهای دختر قالیباف. این تابلوها میراث مادربزرگهاست. یه دختر چادری نشسته پشت دارقالی، یه گربه هم کنارشه. همهی فامیل قسم میخورن که این تابلو قیمت داره ولی هیچکس حاضر نیست بخردش. دسته دوم: تابلوهای سه ماهی قرمز. یه تابلو که سه تا ماهی قرمز توی یه دریای آبی عجیب شنا میکنن. خورشید هم یه گوشه داره میخنده. این تابلو معمولا تو آشپزخونهست، کنار ظرفشوی و دستمال کاغذی. دسته سوم: تابلوهای گل و مرغ. یه گنجشک چاق نشسته روی یه شاخه، یه گل لاله هم زیرش. این تابلو رو معمولا میندازن تو اتاق مهمون، کنار کریستالهای بلور که هیچکس اجازه نداره بشینه روشون. دسته چهارم: نقاشیهای بچهها. این نقاشیها رو با ماژیک و مداد شمعی کشیدن. آدمهاش یه دست دارن یه پا، سرشون مثل هندونهست. مامان این نقاشیها رو قاب میکنه و میزنه تو اتاق خودش. و وقتی ۲۰ سال بعد میخوای خواستگار بیاد خونهتون، مامان میگه: وااای اینو بردار، خجالت داره!
دوران کرونا که همه خونه موندیم، یه جنبش بزرگ هنری راه افتاد: نقاشی روی دیوار با ماکارونی! همه مون شدیم هنرمند. من خودم با ماکارونی قلمی، شکل یه گربه درست کردم روی دیوار پذیرایی. بعد با چسب چوب چسبوندمش. دو روز بعد، ماکارونیها ریختن، جای چسب موند رو دیوار. مادرم گفت: این دیگه چه نقاشیست؟ گفتم: مادر! این یه اثر مفهومیست. اسمش رو گذاشتم سقوط گربه در زمان. تا الان که دارم این متن رو مینویسم، هنوز جای چسب رو دیوار مونده. نشون میده هنر ماندگاره!
تابلوهای معروف دنیا رو از نگاه مادربزرگ من ببینیم: مونالیزا: “این زن یا چشماش مشکل داره، یا از دست شوهرش عصبانیه. ابروهاش رو هم که نکشیده. بیچاره!” جیغ اثر مونک: “وای خدا! اینو کی کشیده؟ حتماً صاحبخونهاش گفته تا آخر ماه باید پول خونه رو بدی! شبهای پرستاره ونگوگ: آسمون که این شکلی نیست. این یا چشاش ضعیف بوده، یا اینقدر قهوه خورده که خوابش نبرده!
اگر میخواین نقاش بشین ولی حوصلهی کلاس رفتن ندارین، این کارها رو بکنین: یه بوم سفید بخرین، یه خط دورش بکشین، اسمش رو بذارین دایره (فروخته میشه به قیمت ۵۰۰ دلار!) یه قوطی رنگ بردارین، بپاشین روی بوم، اسمش رو بذارین انفجار خشم (فروخته میشه به قیمت ۲۰۰۰ دلار!) بهترین کار: یه تیکه از دیوار خونه رو ببرین، بذارین تو قاب، اسمش رو بذارین “خاطرات خانهی پدری (فروخته میشه به قیمت ۱۰۰۰ دلار، ولی پدرتون میکشتتون!)
دوست دارم بدونم شما تو خونهتون چه نقاشیهایی دارین؟ همون تابلو گل و بلبله؟ یا نقاشیهای دوران دبستان رو هنوز قاب گرفتین؟
