چند بار شده بگی:«حوصله ندارم»«خیلی خستم»«حالم نیست انجامش بدم»ولی همون موقع بتونی ساعتها تو گوشی بچرخی؟یه نوع خستگی که فیزیکی نیستهمه خستگیها از کار زیاد نمیاد.یه نوع خستگی هست که از اینا میاد:کارای عقبافتادهتصمیمهایی که نگرفتیحرفهایی که نزدیمسیرهایی که شروع نکردیاین خستگی… بیشتر ذهنیه تا جسمی.فرار هوشمندانه مغزمغزت یه ترفند باحال داره:وقتی یه کاری سخته، مبهمه یا استرسزاست،بهت حس «خستگی» میده.نه چون واقعاً انرژی نداری…چون میخواد از اون موقعیت دور بشی.چرا گوشی جذابتره؟چون:نیاز به تصمیم ندارهریسک ندارهفوری حالتو بهتر میکنهولی کارای مهم؟نیاز به تمرکز دارنممکنه شکست بخورینتیجهشون فوری نیستبرای همین مغز، راحتتر رو انتخاب میکنه.یه نشونه مهماگه برای کارای مهم «خستهای»ولی برای چیزای بیاهمیت انرژی داری…احتمالاً خسته نیستی.داری فرار میکنی.راهحل چیه؟قرار نیست خودتو سرزنش کنی، ولی باید بازی رو بفهمی:۱. کارو کوچیک کنبه جای «شروع پروژه»، بگو «فقط ۵ دقیقه»۲. با مقاومت نجنگطبیعیه که مغزت مقاومت کنه۳. شروع کن، نه کاملانرژی بعد از شروع میاد، نه قبلشجمعبندیخیلی وقتا مشکل این نیست که انرژی نداری…مشکل اینه که داری از چیزی فرار میکنی که برات مهمه.و فرق آدمهایی که جلو میافتن با بقیه اینه:با وجود این حس، شروع میکنن.
